Rockstar band

پارت ۱۶
همه داخل سالن تمرین بودن..مینهو در حال تنظیم کردن میکروفون بود ، و تو حال خودش بود..جیسونگ از فرصت استفاده کرد و به پیش اون رفت و کنارش نشست..
جیسونگ: مینهو
مینهو سرش رو بالا اورد و به جیسونگ نگاه کرد...ابرویی بالا انداخت و گفت
مینهو: بله؟
جیسونگ کنار مینهو نشست و لبخند کوچکی زد..
جیسونگ: به نظر میاد تو خودتی..
مینهو ، سرش رو پایین انداخت..حدس میزد که چرا اینجاس..سعی میکرد باهاش چشم تو چشم نشه..
جیسونگ: هی میخوایم حرف بزنیم؟
مینهو: نیازی ندارم..
جیسونگ: ولی صحبت کردن درباره مشکلات حال ادمارو بهتر میکنه..
مینهو: ولی حال منو نه..
جیسونگ: بیخیال مینهو..بگو چیشده از صبح تو خودتی و ناراحتی..
مینهو: فکر کنم قبلا بهت گفته باشم که نباید تو زندگی اعضا دخالت کنی جیسونگ.
این حرفش رو با لحنی جدی و سرد گفت
مینهو: حواسم بهت هست یه مدته قانون هارو زیر پا میزاری..اگه میخوای اخراج نشی همین الان ازم دور شو.
با لحنی ترسناک و جدی..میدونست که با این حرفاش ممکنه اون رو ناراحت کنه اما کنترلی رو خودش نداشت..ذهنش درگیر اتفاقات دیشب بود..
جیسونگ: باشه..
جیسونگ ، اروم از کنار مینهو بلند شد و از اون دور شد
..کمی از لجن حرف زدن اون ترسیده بود ، اما نمیخواست اون رو ناراحت ببینه..میخواست کمی ببشتر ریسک کنه..
بهد تز مدتی ، بلند شد تا دوباره به پیش مینهو بره ، ولی فلیکس بازو اون رو گرفت گفت
فلیکس: جیسونگ نمیخوای که اخراجت کنه..
جیسونگ: برام مهم نیست اون حالش خوب نیست..باید کمکش کنم..
فلیکس: ولی اون الان اونقدر ناراحت و عصبانیه که اگه تورو ببینه که دوباره میخوای باهاش حرف بزنی ، باهات بد تر برخورد میکنه جیسونگ..لطفا نرو.
جیسونگ ، هوفی کشید و سر جاش نشست و باشه ای گفت..
دیدگاه ها (۱۷)

Rockstar band

Rockstar band

Rockstar band

Rockstar band

𝓜𝔂 𝓛𝓲𝓽𝓽𝓵𝓮 𝓡𝓸𝓼𝓮𝓶𝓪𝓻𝔂 𝓕𝓲𝓬پارت ششم

#عشق_پولی#part21بارانِ ریزی به شیشه‌های خونه می‌خورد و نور چ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط